X
سه شنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۳ ۱۳:۵۰ ۱۰۵۴۱
چچ

برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج در قالیبافی

AR-SA

برخی اصطلاحات و مفاهیم رایج در قالیبافی

دار قالی بافی در واقع مهمترین وسیله ای است که برای بافت یک فرش مورد نیاز است .اجزاء اصلی انواع دار های قالی بافی عبا رتند از

سر دار : وظیفه مهار چله ها را دارد و در بالای سر دار قرار می گیرد.

زیر دار : مانند سر دار وظیفه مهار چله را بر عهده دارد ولی در پایین دار قرار می گیرد . راست روها : در دو سمت دار قالی بافی قرار داشته و وظیفه نگهداری و مهار سر دار و زیر دار را دارد .

فندک : در پایین سر دار و به موازات آن و معمولا با فاصله ای در حدود 30 الی 50 سانتیمتر از آن قرار دارد و به جای سر دار چله ها را مهار می کند . در برخی از مانند دارهای معروف به تبریزی از ابتدا تا انتهای بافت بر روی دار حضور دارد ولی در دارهای موسوم به فارسی بسته به سنت و شیوه با فت زمان حضور آن متفاوت است .

چوب کوجی : در میانه دار قالی و جلوی چله ها قرار می گیرد و با مهار چله های زیر به کمک نخی به نام نخ کوجی وظیفه مهم جلو گیری از کجی فرش را بر عهده دارد . از این وسیله اغلب در دارهای معروف به فارسی استفاده می شود

چوب هاف : در لابه لای چله ها قرار گرفته ، محدوده حرکت آن از زیر سر دار تا پشت چوب کوجی می باشد . وظیفه چوب هاف حفظ وتشدید فاصله و زیر و رو در میان چله ها است ، وبا قابلیت حرکت به سمت بالا و پایین ، ردیف ضربدر ها را نیز به بالا و پایین حرکت داده و موجب تسهیل عملیات پود کشی می شود .

گوه : وسیله ای است عموما به شکل مثلث که در محل اتصال سر دار و زیر دار با راست روها قرار گرفته است و با ایجاد فشار و با بالا و پایین بردن سر دار و زیر دار در نهایت وظیفه شل وسفت کردن چله ها را عهده دار است و معمولا در دارهای چوبی استفاده می شود .

از دیگر اجزائ دارهای قدیمی می توان به اهرم بالا و اهرم پایین ، کمان ، سه پایه ، پیچ و زیر سری کوجی اشاره کرد .

دارهای زمینی : دار های زمینی یا افقی قدیمی ترین انواع دار های با فندگی و به عبارتی شاید اولین ابداع بشر برای بافت انواع زیر اندازها بوده است و هنوز هم پس از گذشت هزاران سال غالب دستباف ها و منسوجات قدیمی و سنتی ایران با استفاده از دارهای زمینی با فته می شود .

در واقع دار زمینی دارای دو جزء اصلی است : 1_ سر دار 2_ زیر دار .

سایر اجزای این دار عبارتند از چوب هاف ، چوب کوجی ، میخ های مهار کننده و سه پایه .

در این این نوع دارها در واقع میخهای مهار کننده همان وظیفه راست روها را به شکل دیگری انجام می دهد .

کمان جزء بسیار مهم دیگر ی است که تقریبا از روز اول بر روی تمامی دار های زمینی وجود داشته است . دارهای کمان دار زمینی در حال حاضر تقریبا رو به فراموشی رفته است و جز به طور محدود در میان عشایر فارس ، سیستان ، بهلوریهای خراسان و جنوب کرمان در میان عشایر عرب شرق جیرفت در سایر مناطق دیده نمی شود

دارهای عمودی

این دار در جایی ثابت قرار دارد و به دلیل جلیگیری کمتر معمولاً در گوشه ای از فضای موجود قرار می گیرند. دار عمودی به سه نوع دار تقسیم بندی می شود:

1- دار ثابت: در ساختمان این دار، محلی برای حرکت بافت نیست و بافنده خود، به وسیله نردبانهایی که به دو طرف دار بسته شده اند و به بالا می روند تغییر جا می دهد. دار ثابت از ابتدایی ترین انواع دار است. در این نوع دار گلیم به اندازه کادر داخلی دار بافته می شود.

2- دار تبریزی: این نوع دار متداول ترین نوع دار عمودی است، در کار کرد نبا این دار بافنده تغییر جا نمی دهد دو چوب تحتانی (زیردار) و فوقانی سردار) دارد. سردار به وسیله پیچ و مهره قابل حرکت است.

در موقع ضروری، دار شل می شود و پس از برگرداندن قسمت بافته شده به پشت، دوباره دار محکم می گردد. با این دار می توان دو برابر اندازه آن بافت. در حال حاضر این دارها با پیچ و مهره و به صورت آهنی ساخته می شون دکه اصولی تر است. دارهای کوچک را می توان تمام فلزی ساخت، اما دارهای بزرگ به دلیل سنگینی، اشکال حمل و نقل و همچنین کنترل ایست آن همچنان از چوب ساخته می شوند.

3- دار گردان:

در این نوع دار، نخ به سردار و زیر دار پیچیده می شود و از شروع بافت به تدریج از سردار باز و بافته می شود سپس به زیر دار بر می گردد. با این نوع دار می توان طول تارها، در نتیجه طول گلیم را به مقدار که می توان رساند، در این روش بافت، آنچه بافته شده است، به دلیل پیچیده بودن قابل رؤیت نیست و بعد از اتمام کار، بافته از دار باز می شود و قابل رؤیت است.

3-برخی اصطلاحات در فرش

کلمه‌ای است عربی و به هر آنچه که گستردنی باشد گفته می‌شود معادل فارسی آن قالی، قالیچه و ... می‌باشد.
پشم
لیف پروتئینی و مجعد است که روی پوست گوسفندان می‌روید و بر اثر سوختن بویی مشابه بوی موی سوخته از خود متصاعد می‌نماید و پس از دور کردن شعله خاموش می‌شود و خاکستری نرم و پودر مانند باقی می‌گذارد.
کرک
الیاف ظریف لابلای موی بز یا شتر است و لیکن در فرش، به الیاف ظریف و بلند پشمی (مانند پشمهای گوسفندان نژاد مرینوس در استرالیا و یا بلوچ) کرک گفته می‌شود.

پشم بهاره
پشمی است که طی روزهای آخر زمستان یا اول بهار، قبل از بارش اولین باران بهاری بر روی گوسفندان چیده شده باشد که بخاطر داشتن لطافت و طول زیاد و نداشتن خار و خاشاک از پشم پاییزه مرغوبتر است.
خامه
اصطلاحاً در هنر فرشبافی به نخ پشمی مورد استفاده برای پرزهای فرش است که به صورت دو لا تهیه می‌شود خامه گفته می‌شود.

متریک

واحد اندازه‌گیری ضخامت خامه پشمی مورد مصرف در قالیبافی است. به عدد طولی خامه پشمی یک لا بر حسب متر که وزن آن یک گرم باشد می‌گویند لذا هر چه عدد متریک بیشتر بشود خامه پشمی یک لا ظریف‌تر می‌گردد. متداولترین اعداد متریک در خامه‌ها 3 الی 10 می‌باشند.
ابریشم

الیاف بسیار بلند پروتئینی هستند که کرم ابریشم برای تولید پیله در اطراف خود ترشح می‌کند.
دنیر

واحد اندازه‌گیری ضخامت الیاف ابریشم است و به وزن 9000 متر لیف ابریشمی بر حسب گرم گفته می‌شود لذا برعکس عدد متریک هر چه عدد دنیر بیشتر شود لیف ابریشمی ضخیمتر می‌گردد. دنیر 60 الی 160 در قالیبافی مصرف دارد و ظریفتر از آن (کمتر از دنیر 60) را در پارچه‌بافی استفاده می‌نمایند.
پنبه

الیاف سلولزی است که از غوزه گیاه پنبه به دست می‌آید و بر اثر سوختن بوی کاغذ سوخته از خود متصاعد می‌نماید و پس از دور شدن از آتش خاموش می‌شود و خاکستری نرم و پودر مانند باقی می‌گذارد.
نمره
به تعداد کلافهای (
HANK) 840 یاردی (یک یارده = 44/91 سانتیمتر) نخ پنبه‌ای یک لا در یک پوند (یک پوند = 59/453 گرم) می‌گویند و معمول] نمره نخ یک لای پنبه‌ای مورد استفاده در قالیبافی 5، 10، 20 و بعضاً 40 می‌باشد.
تار (چله)
نخهایی هستند نازک، چند لا شده و پرتاب که معمولاً از جنس پنبه بوده و برای بافت فرش بایستی بر روی دار بطور عمودی نصب گردند و وظیف آن نگهداری گره‌های فرش می‌باشند. جنس چله‌ها برای فرشهای ریزبافت به منظور برخورداری از استحکام لازم، ابریشمی انتخاب می‌شوند و در فرشهای بافت مناطق عشایری و روستایی جنس چله‌ها را به جهت مقاومت بیشتر در برابر سرما و رطوبت و همچنین ایجاد نرمی و انعطاف لازم در فرش که برای کوچ کردن امری ضروری است از پشم انتخاب می‌نمایند.
گره‌زدن
به تاباندن خامه‌های پشمی یا ابریشمی به دور چله‌های فرش در حین بافت گره زدن می‌گویند.
ذرع
واحد اندازه‌گیری طول فرش از قدیم می‌باشد که در مناطق فارسی‌باف معادل 104 سانتیمتر و در مناطق کرمانی‌باف 108 سانتیمتر و در مناطق آذری‌باف 112 سانتیمتر است.

چارک
به 4/1 ذرع، چارک گفته می‌شود که در مناطق فارسی‌باف 26 سانتیمتر است و در مناطق آذری‌باف 28 سانتیمتر است.
گره ذرعی
به 16/1 ذرع و یا به 4/1 چارک گره ذرعی می‌گویند که در مناطق فارسی‌باف 5/6 سانتیمتر و در مناطق آذری‌باف 7 سانتیمتر است
رج
به ردیف طولی و عرضی گره‌ها رج می‌گویند.
رجشمار
به تعداد رجهای بافته شده (یا گره‌های زده شده) در یک گره ذرعی رجشمار می‌گویند. اندازه گره ذرعی بستگی به سبک بافت فرش (آذری یا فارسی) دارد.
ریشه
به پایه و اساس هر چیزی ریشه گویند که در فرش پایه و اساس را جفت چله‌ها (یک چله زیر و یک چله رو) یعنی همان ریشه‌ها انجام می‌دهند. بدیهی است که اگر ریشه‌های فرش (جفت چله‌ها) را از ساختمان فرش خارج کنیم آن فرش کاملاً از هم گسیخته می‌شود و این ریشه‌ها هستند که پس از نصب بر روی دار امکان بافت را میسر ساخته و ابعاد و رجشمار فرش را مشخص می‌نمایند.
طول پرز
به ارتفاع پرزهای فرش گفته می‌شود.
چله کشی
به نصب تار بر روی دار جهت بافت فرش به صورتی که تار‌ها یک در میان زیر و رو باشند چله‌کشی می‌گویند چله‌های زیر در پشت فرش قرار گرفته و توسط بدنه‌های پرز پوشانده می‌شوند و چله‌های رو نیز در داخل فرش قرار می‌گیرند عمل چله‌کشی به سه روش فارسی و‌آذری و یا تلفیقی انجام می‌شود.
کمان
چوب یا قطعه‌ای لوله‌ای شکل است که محل چله‌های زیر و رو را در فرش تغییر می‌دهد و باعث می‌شود تا یک ردیف ضربدری در چند سانتیمتری دم بافت بوجود آید.
سه لا گرد (سه لا سه گرد)
در مناطقی مانند کاشان و اصفهان و ... به منظور ایجاد استحکام در چله‌ها ابتدا نخهای نازک چله را در سه گروه و در جهت عقربه‌های ساعت (
S) تاب می‌دهند سپس این سه گروه را روی هم گذاشته و به منظور باز نشدن تاب اولیه در جهت عکس عقربه‌های ساعت (Z) می‌تابند. بدیهی است هر چه تعداد لاها و تاب نخ بیشتر شود استحکام نخ نیز بیشتر می‌شود.
پود
پودها نیز معمولاً از جنس پنبه می‌باشند و به صورت افقی در بافت فرش استفاده می‌شوند و وظیفه آن نگهداری چله‌ها در کنار یکدیگر می‌باشد پودها را معمولاً به جهت رویت بهتر (در لابلای چله‌ها) و رفع جمع‌شدگی رنگ می‌کنند که این رنگرزی نیز به دلیل مقرون به صرف بودن و آسانتر بودن بانیل صورت می‌پذیرد. پودها بسته به محل عبور آنها از بالا یا زیر ضربدری و یا ضخامت آنها به انواع زیر تقسیم می‌شوند.



پود زیر (پود ضخیم)
در این نوع پود که نخها در یک جهت تابیده می‌شوند هر چه تعداد لاهای نخ و مقدار تاب آن کمتر باشد بهتر است پود زیر ضخیمتر می‌باشد و از زیر ضربدری چله‌های فرش به طور مستقیم عبور داد می‌شود.
پود رو ( پود نازک)
در این نوع بایستی از تعداد لاها و تاب بیشتری استفاده شود تا پود ضمن نازک بودن از استحکام لازم نیز برخوردار باشد پود نازک از بالای ضربدری عبور داده می‌شود و پس از دور زدن چله‌های زیر و رو بر روی پود زیر به شکل زیگزاگ قرار می‌گیرد.
ابزار بافت
به وسایلی که برای بافت فرش مورد استفاده قرار می‌گیرند گفته می‌شود که اهم آنها عبارتند از:
دار:
به دستگاه قالیبافی که از چوب یا فلز تهیه شده باشد اصطلاحاً دار گفته می‌شود که اجزا آن عبارتند از: سردار زیردار و راست روها. دارها بسته به نحوه قرار گرفتن بر روی زمین به انوع زیر تقسیم می‌شوند:


الف) دارهای افقی:
دارهایی هستند که به موازات سطح زیمین نصب می‌شوند و بافنده برای بافت بایستی روی آن بنشیند لذا عوارض حادی در انحنای ستون فقرات و شکل لگن خاصره ایجاد می‌شود. دارهای افقی مورد استفاده در خانواده‌های کوچ‌نشین فاقد راست‌روها می‌باشند تا عمل نصب و حمل و نقل به سهولت انجام شود.
ـ حاشیه:
معمولاً به دو شکل باریک و پهن اطراف طرح مرکزی فرش را می‌پوشاند و وجود یک حاشیه پهن در میان حاشیه‌های باریک باعث می‌شود تا تعداد آنها فرد باشد.
ـ زمینه:
بخشی است در میان فرش که گلها و اجزا طرح بر روی آن نقش بسته‌اند و اغلب در رنگهای لاکی، کرم و سرمه‌ای انتخاب می‌شود.
ترنج:
به بخش مرکزی فرش که معمولاً مدور یا بیضی شکل است ترنج گفته می‌شود.
سرترنج:
معمولاً در ابتدا و انتهای طرح ترنج قالبی به همراه اجزا طرح کشیده می‌شود که اصطلاحاً به آنها سرترنج می‌گویند

4- ابزار قالیبافی

چاقوی بافت

این وسیله در واقع همان کاردهای معمولی است که در قالیبافی هنگام گره زدن ، برای بریدن نخ پرز استفاده می شود. اما از نظر ظاهر تفاوت اندکی با کاردهای خانگی دارد. چاقوی بافندگی در 3 یا حداکثر 4 نوع وجود دارد


الف کاردک


این وسیله اغلب در مناطقی که از گره های فارسی استفاده می شود، وجود دارد.دسته کاردک از نوع چوبی است و تیغه آن از آلیاژهای مقاوم ساخته می شود. نوک کاردک ، زائده کوچک وتیزی قرار گرفته است که از آن برای بیرون آوردن گره هایی که معیوب و یا اشتباه هستند، استفاده می شود


این وسیله دارای شباهت نسبی با کاردک است و عمدتاً در مناطقی که گره فارسی به کار می برند، مورد استفاده قرار می گیرد. تیغه پاکی کمی پهن تر از کاردک است و فاقد زایده نوک تیز. درساخت آن گاهی دسته را با استفاده از چوب می سازند و به تیغه متصّل می نمایند. گاهی نیز هر دوبصورت فلزی است و بصورت یکدست از یک قطعه فلز ساخته می شود. در مناطق شرق و شمال شرق ایران تیغه آن کمی انحناء نیز دارد و ممکن است نوک تیغه همچون چاقوهای خانگی کاملاً نوک تیز باشد

پ
قلاب


قلاب شکل دیگر از انواع چاقوهای بافندگی است با این تفاوت که همانگونه از نام آن پیدا است ، دارای زایده ای قلاب مانند در نوک تیغه می باشد. قلاب فقط در مناطقی که از گره ترکی استفاده می نمایند کابرد دارد. دسته و تیغه قلاب از یک آلیاژ مقاوم ساخته می شود و هر دو بصورت پیوسته و متصل هستند. در ساخت قلاب هیچ گاه از دسته چوبی استفاده نمی گردد.

دفّه (دفتین ، کرکیت ، کلوزار، دستوک ) همه این اسامی به وسیله ای خاص اطلاق می گردد که وظیفه آن کوبیدن گره های فرش و همچنین پودهای آن می باشد. دفّه از نظر فرم و ظاهر درانواع مختلف ساخته می شود، اما کارآیی همگی یکسان است و تفاوتهای موجود به نحوی مرتبط باسنت های بافندگی نزد اقوام مختلف می باشد. قسمت اصلی دفتین تیغه های آن است که مرکب ازتعدادی تیغه فلزی می باشد. قسمت جلوی تیغه ها کمی باریکتر و تیزتر است تا به راحتی در داخل تارهای فرش فرو رود. دسته آن نیز ممکن است چوبی یا فلزی باشد که به طرق مختلف مانند کاملاًعمود، مورب و یا کاملاً صاف به تیغه ها وصل می گردد

در میان دفتین های قدیمی نمونه هایی نیز دیده شده که تمام آن از جنس چوب بوده است . البته دفتین های چوبی عموماً برای بافت سایر دستبافتها نظر گلیم کاربرد داشته است که البته ساخت آنهاتقریباً به فراموشی سپرده شده است . در میان دفتین های متداول در قالیبافی امروز ایران ، گروهی که درتبریز استفاده می شوند و به دفتین تبریزی شهرت دارند از نظر حجم و وزن سبک ترین و کوچکترین دفتین های ایران هستند و دفتین های مورد استفاده در اصفهان حجیم ترین و سنگین ترین دفتین های مورداستفاده در ایران می باشند

قیچی

قیچی قالیبافی برای بریدن سرپرزهای اضافی حاصل از گره زدن می باشد. صرفنظر ازظاهر و اندازه ، کارآیی تمامی قیچی های بافندگی یکسان است . مهمترین تفاوت قیچی های بافندگی باقیچی های خانگی آن است که به جهت نحوه بریدن سرپرزهای فرش ، ساخت قیچی های بافندگی اغلب به نوعی است که دسته ها و تیغه ها در دو سطح متفاوت قرار دارند تا عمل قیچی زدن به راحتی میّسرگردد. قیچی قالیبافی برای بریدن سرپرزهای اضافی حاصل از گره زدن می باشد. صرفنظر ازظاهر و اندازه ، کارآیی تمامی قیچی های بافندگی یکسان است . مهمترین تفاوت قیچی های بافندگی باقیچی های خانگی آن است که به جهت نحوه بریدن سرپرزهای فرش ، ساخت قیچی های بافندگی اغلب به نوعی است که دسته ها و تیغه ها در دو سطح متفاوت قرار دارند تا عمل قیچی زدن به راحتی میّسرگردد.

هر چند که در برخی مناطق بافندگان از قیچی هایی استفاده می نمایند که ویژگی فوق الذکر را نداردو حتی برخی از بافندگان ترجیح می دهند از قیچی های معمولی خانگی استفاده نمایند. در میان انواع قیچی های متداول در ایران گروهی به نام قیچی اصفهانی شهرت یافته اند. این نمونه از نظر ساخت تیغه ،اندکی متفاوت است .

به این ترتیب که هم تیغه بالا و هم تیغه پایین دارای لبه مضاعف می باشند. این لبه بصورت قائم بر تیغه اصلی عمود گردیده و وظیفه آن کنترل ارتفاع پرز فرش هنگام قیچی نمودن است . به عبارت دیگر در این حالت سطح فرش بصورت یکدست تر و منظم قیچی می شود. بدیهی است چنانچه فرش درشت بافت تر باشد ارتفاع لبه مورد نظر بیشتر می گردد تا ارتفاع پرز بلند گردد و بالعکس . لازم به ذکر است که در طی 50 سال گذشته برخی از بافندگان مناطق همچون استان کرمان و شمال خراسان ازقیچی نمودن فرش در هنگام بافت خودداری می نمایند. فرشهای این مناطق پس از اتمام بافت آن ، درکارخانجات ویژه ای که کار آنها قیچی نمودن فرش است توسط قیچی های بزرگ برقی پرداخت شده وگره های فرش کوتاه و یکدست می گردند. البته از نظر دقت و ظرافت ، تمامی بافندگانی هم که فرش خودرا هنگام بافت قیچی می نمایند، پس از اتمام فرش ، آن را به کارخانه های مذکور می سپارند تا یکبار نیزتوسط قیچی های برقی صاف و پرداخت نهایی گردند زیرا این نوع از قیچی ها از توانایی بالایی برای پرداخت صاف و یکدست فرش برخوردار هستند

سیخ پودکشی

همان گونه که از نام آن پیداست ، این وسیله برای کشیدن پودهای فرش اعم از پود رو، و پود زیر مورد ا?

آدرس کوتاه شده:
No Cache
Generate time: 2.1329147020976
Query time: 1.3896087010701